دیشب خیلی بی قرارت بودم
خیلی که می گویم یعنی جان به لبم رسید
راهی نداشتم بابا جانم
جز اشک
هی خاطراتت را مرور کردم .
بماند که در اینستا و واتس اپ و . غوغا کردم و دوست و آشنا آمدند دلداری دادند
.
و
شما شب در خوابم آمدی
من به قربانت بروم که اینقدر به یادم هستی
من به قربانت بروم که نگرانی هایت برای من آنجا هم ادامه دارد
من چقدر خوشبختم که برای من بودی و سهم من بودی از روزگار
طوری آمدی که آرامش دادی .خیالم را راحت کردی .
پدری ات را در حقم تمام کردی ای همه کس من
باش بمان و همیشه آسوده ام کن
ای قرار من به خدا میسپارمت
قربانت بروم منبع
درباره این سایت